به نام انکه از من تنهاتر است
در مرام ما بی وفایی نبود مكتب ما نا رفيقي را نمي شناخت در قانون نگاهایمان حرف های سرد نبود
درلبخندهایمان هیچ خنجرای ضربه نمی زد.تو خودت خود خوب میدانی که چشمهایمان الوده به هوس نبود
و دستهایمان گل بی اجازه نمی چید.قلب مان به خطا نمی تپید و پایمان به بیراهه نمی رفت
تو بهتر از من میدانی که در رسم ما قلبی را اسیر کردن .نگاهی به شرم انداختن اشکی را راوانه ساختن
وبعد به سادگی رها کردنو پا را روی بایدها نهادن جایی نداشت


|
+| نوشته شده توسط
.:.شیوا.:. در
|